لغت نامه دهخدا
خبردار شدن. [ خ َ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مطلع شدن. ( از ناظم الاطباء ). اطلاع یافتن. آگهی یافتن. واقف شدن. هوشیار شدن. بیدار شدن. ( از ناظم الاطباء ):
عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده ست
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم.صائب.
خبردار شدن. [ خ َ ب َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مطلع شدن. ( از ناظم الاطباء ). اطلاع یافتن. آگهی یافتن. واقف شدن. هوشیار شدن. بیدار شدن. ( از ناظم الاطباء ):
عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده ست
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم.صائب.
مطلع شدن اطلاع یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از چند ماه روحیه جکیل بهتر میشود اما ناگهان دیدارهایش با آترسون را متوقف میکند. وقتی آترسون علت را از لانیون جویا میشود، متوجه میشود که او نیز حالش بسیار بد است و بزودی به دلیل خبردار شدن از راز جکیل میمیرد. وی قبل از مرگ نامهای برای آترسون مینویسد تا بعداً او از همه چیز باخبر شود.
💡 در این قسمت جک پس از فوت همسرش تری شغلش را ترک کرده بود و تصمیم گرفته بود از کارها کنار بکشد، کیم(دختر جک) نیز پدرش را مقصر مرگ مادرش میداند و او را ترک کرده بود و از فرزند خانوادهای که ولی آن خانواده مشکل روانی داشت کار میکند، در این فصل دیوید پالمر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا است و در ساعات اول صبح پس از خبردار شدن از جریان بمب اتمی سعی در متقاعد کردن جک و عوض کردن تصمیمش دارد.
💡 این فرمان از طریق محققان قابل توضیح نیست. شرح این کار نقاشی آبرنگ روی گچ را به عنوان پیوندی مرتبط با انتخاب کاردینال پسر لوداویکو، فرانسکو گونزاگلا که در ۱ ژانویه ۱۴۶۲ اتفاق افتاد میدانند. صحنهٔ بارگاه در واقع بعد از این واقعه نشان دهندهٔ خبردار شدن وی است و صحنهٔ دیدار در واقع شادمانی پدر و پسر را از این اتفاق نشان میدهد.
💡 شاه که از انجام موفقیتآمیز کودتا مطمئن بود. پس از خبردار شدن از شکست کودتا از رامسر به بغداد میرود.