جامدان

لغت نامه دهخدا

جامدان. [ م َ ] ( اِ مرکب ) مرکب از جامه ( رخت ) و دان. یعنی جای جامه. خانه ای را گویند که رخوت پوشیدنی و غیرپوشیدنی از دوخته و نادوخته در آن بگذارند. ( جهانگیری ). جعبه ای است که جامه در آن نهند و به اعتبار مظروف بدین نام خوانده شده است. ( شعوری ): روزی دوکس بیامدند و جامدانی بدو سپردند، بعد از آن یکی از آن دو بیامد و جامدان خواست... خویش بدو داد. ( تذکرة الاولیاء عطار ).
حکایت من و این کار نامها اکنون
همان کلید در جامدان آن مرد است.کمال اسماعیل.گر برنهم بهم قصب و اطلس ترا
تنگ آید از فراخی آن جامدان شکر.کمال اسماعیل.چَمَدان، دزی جمدان معرب را از فارسی جامدان ( جامه دان ) مأخوذ میداند. ( دزی ج 1 ص 212 ). کریستنسن کلمه آسی چمدان را از روسی عاریت میداند. صندوق چرمین که جامه و اشیاء دیگر در آن نهند. ( حاشیه برهان چ معین ). چرمدان، خرمدان.
جامدان. ( اِخ ) و [کامدان ] نام دونفر از فرزانگان باستان ایران بوده اند که شاگرد بادان حکیم و بادان در حکمت از شاگردان جمشید جم بوده است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). در مدارک معتبر این دو نام دیده نشد و شاید برساخته پیروان آذر کیوان باشد.

فرهنگ فارسی

نام دو نفر از فرزانگان باستان ایران

جمله سازی با جامدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۲۱. م. همدان ۱۵۰ دکان دباغی داشت. جکسن در مشاهدات خود از بازار همدان می‌نویسد (زین و تسمه و جامدان و کفش‌های نوک تیز را در غرفه‌های متعددی به معرض فروش نهاده‌اند از این گذشته نمدهای نرم سفید که برای زیرانداز. نمدزین. کپنک و شولای چوپانان به کار می‌رود و کلاه‌های پوستی شبیه کلاه‌خود در هیچ جای ایران بهتر از همدان ساخته نمی‌شود همچنین ساختن غایشه)

💡 جامدانی (بنگالی: জামদানি) نوعی نساجی ممتاز موصلی است که از قرن‌ها پیش در منطقه ناراین‌گنج در بنگلادش تولید می‌شود. تولید جامدانی مورد حمایت پادشاهان گورکانی هند بوده‌است.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز