لغت نامه دهخدا
جافر. [ ف ِ ] ( ع اِ ) آن اشتر که از گشنی بازمانده بود. ج، جوافر. ( مهذب الاسماء ). || ( ص ) ناتوان شده از بسیاری لباس. ( ناظم الاطباء ).
جافر. [ ف ِ ] ( ع اِ ) آن اشتر که از گشنی بازمانده بود. ج، جوافر. ( مهذب الاسماء ). || ( ص ) ناتوان شده از بسیاری لباس. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمانان ویژه برای شرکت در عروسی جافری براتیون و مارجری تایرل به سرزمین پادشاهی میرسند، از جمله اوبرین مارتل که به دنبال گرفتن انتقام خواهرش است. جافری در عروسی توسط مادربزرگ مارجری مسموم میشود و میمیرد؛ ولی سرسی برادرش تیریون را مسئول مرگ جافری میداند. تیریون سعی میکند از این اتهامات رهایی پیدا کند ولی هم خواهرش و هم پدرش به دنبال اعدام او هستند و تمام دوستانش او را ترک میکنند.
💡 در زمان پادشاهی جافری براتیون به عنوان دست راست پادشاه خدمت میکرد هرچند که در زمان جنگ این عنوان را به پسر کوچک ترش تیریون واگذار کرد.
💡 شخصیت جافری براتیون و کارهایی که انجام میدهد، بیشتر از نگاهِ دیگران و از جمله تیریون لنیستر و سانسا استارک مشاهده یا توصیف میشود و در رمان اصلی، یک شخصیتِ فرعی و پشتصحنه است.