تیغ گر

لغت نامه دهخدا

تیغگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) تیغساز. آنکه تیغها را بسازد. ( آنندراج ):
مغنی ز دف ساختی چون سپر
به قانون خبرگیر ازین تیغگر.طغرا ( از آنندراج ).رجوع به تیغساز شود.

فرهنگ عمید

تیغ ساز، سازندۀ تیغ.

فرهنگ فارسی

تیغ ساز آنکه تیغها را بسازد

جمله سازی با تیغ گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایا گداخته بد خواه را به تیغ گران ایا گذاشته از اوج چرخ پر کلاه

💡 می‌نشاند بال قمری سرو را در زیر تیغ گر کند با قامت او دعوی رفتار سر

💡 ملک آن توست و تیغ گران است در میان بر خصم خویش می‌گذران هر زمان، گوا

💡 بر سر آزادگان نه تاج گر گوهر نهی بر سر سوداییان زن تیغ گر محکم زنی

💡 زین که عالم کفر گیرد، کی در آرد سر به تیغ گر دل شیدای موسی، تاب دیدار آورد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز