خبرگیر

لغت نامه دهخدا

خبرگیر.[ خ َ ب َ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) مستفسر. ( از آنندراج ). آنکه از مطلبی کسب و استفسار خبر کند:
سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان.حافظ. || جاسوس. ( از آنندراج ): منذر نعمان پسر خویش را با ده هزار سوار عرب بفرستاد و بفرمود که بمداین رو تا آن شهر که کسری ملک عجم آنجاست فرود آی و خبرگیران بفرست اگر پیش تو نیایند تو پیش مرو و اگر بیرون آیند و جنگ کنند با ایشان جنگ کن. ( ترجمه طبری بلعمی ).
- به خبرگیری رفتن؛ جاسوسی کردن: و جاسوسان به خبرگیر رفته بودند و باز آمدند. ( جهانگشای جوینی ).

جمله سازی با خبرگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا پس از حملات ۱۱ سپتامبر برای اطلاعات یا خبرگیری که منجر به دستگیری ایمن الظواهری شود ۲۵ میلیون دلار جایزه تعیین کرد. او در سال ۱۹۹۹ توسط کمیتهٔ تحریم داعش و القاعده سازمان ملل متحد به‌عنوان یکی از اعضای القاعده تحت تحریم بین‌المللی قرار گرفت.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز