تیره بصر

لغت نامه دهخدا

تیره بصر. [ رَ / رِ ب َ ص َ ] ( ص مرکب ) کور. نابینا. تیره بین. تیره چشم:
در فراق تو از آن سوخته تر باد پدر
بی چراغ رخ تو تیره بصر باد پدر.خاقانی.رجوع به تیره بین وتیره و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کور نابینا

جمله سازی با تیره بصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فراق تو ازین سوخته‌تر باد پدر بی‌چراغ رخ تو تیره بصر باد پدر

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز