توبه شکن

لغت نامه دهخدا

توبه شکن. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه می شکند عهد و میثاق خود را در توبه کردن. ( ناظم الاطباء ). آنکه خود توبه خود شکند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). || که سبب شکستن توبه است. توبه شکننده دیگران را. ( یادداشت ایضاً ):
آمد آن نوبهار توبه شکن
پرنیان گشت باغ و برزن و کوی.رودکی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).آمد آن نوبهار توبه شکن
باز برگشت سوی من توبه.فرخی.نباشد اصلی در عشق یار توبه من
که زلف پرشکن یار هست توبه شکن.معزی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).لیک آن مستی بود توبه شکن
منسی است این مستی تن جامه کن.مولوی.بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
به شادی رخ گل بیخ غم ز دل برکن.حافظ.به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن می رسد چه چاره کنم ؟حافظ.الفت ده هجران و وصال است صبوری
مخموری می توبه ده و توبه شکن شد.نظیری ( از آنندراج ).رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

۱. آن که توبۀ خود را بشکند و دوباره مرتکب گناه شود.
۲. آنچه سبب شکستن توبه شود.

فرهنگ فارسی

آن که می شکند عهد و میثاق خود را در توبه کردن. توبه شکننده دیگران را.

جمله سازی با توبه شکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای در دل من نشسته شد وقت نشست ای توبه شکن رسید هنگام شکست

💡 توبه شکن صوفیا، خرقه به می شو که هست بر قصب شاهدان خرقه پشمینه ها

💡 سماع توبه شکن‌خواه وزین گهر بستان ز دست آنکه خداوند زلف پرشکن است

💡 دشمن من شد دل من، توبه شکن شد دل من گر پس ازینم طلبی، خانهٔ خمار ببین

💡 بشکست می لعلت چون توبه خسرو را اکنون صفت مستی زان توبه شکن بشنو

💡 من از آن چشم خوش آن روز شدم توبه شکن که نبود از می و از میکده آثار هنوز

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز