تن تنن

لغت نامه دهخدا

تن تنن. [ ت َ ت َ ن َ ] ( اِ مرکب ) تن تن. تن تننا. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به این دو کلمه شود. || وزن اجزای آواز موسیقی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تن تن شود.

فرهنگ عمید

= تن تن

جمله سازی با تن تنن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو بر تن چون جان او بنواز تن تن تن تنن

💡 مطرب جان بیا بزن تنتن تن تنن تنن کاین دل مست از به گه یاد نگار می‌کند

💡 دامنت بر چنگل خاری زند چنگلش چنگی شود با تن تنن

💡 آن چنگ نشاط ساز نو یابد وین گوش حریف تن تنن گردد

💡 چو چنگم لیک اگر خواهی که دانی وقت ساز من غنیمت دار آن دم را که در تن تن تنن باشم

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز