لغت نامه دهخدا
تطو. [ ت َطْوْ ] ( ع مص ) ستم کردن و جور نمودن. ( منتهی الارب ).
تطو. [ ت َطْوْ ] ( ع مص ) ستم کردن و جور نمودن. ( منتهی الارب ).
ستم کردن و جور نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال ارتش سلطنتی مراکش، باشگاه فوتبال برکان، و باشگاه فوتبال مغرب تطوان اشاره کرد.
💡 عربی زبان رسمی مراکش است و در تطوان هم همینطور است اما عربی رسمی به عنوان زبان گفتار در مراکش کاربرد ندارد بلکه گویش مراکشی عربی (مشهور به درجه) و زبان آمازیغ (بربر) در زندگی روزمره استفاده میشود.
💡 اسپانیایی و فرانسوی هم هنوز رواج زیادی دارند بهویژه توسط تخبگان و بازرگانان. دین اکثریت مردم تطوان اسلام است اما اقلیتهای یهودی و مسیحی نیز در این شهر زندگی میکنند.
💡 محوطه بندری ازلا در طول زمان نقش مهمی در تاریخ أيت حزمر و تاریخ کل منطقهٔ تطوان ایفا کرده است، الادریسی گردشگر در کتاب خود از ازلا به عنوان پایگاه دریایی مهم مدیترانه یاد کرده بود و پس از آن هم جایگاه این روستا افزایش یافت. این روستا بعد از ساخت شهر تطوان به یکی از مهمترین بنادر آن تبدیل شد.
💡 در همان سال طارق بن زیاد از همین کوهپایه اقدام به فتح اندلس کرد؛ ولی در سال ۱۴۹۱ در دوره فرناندو و دوره ایزابل مسلمانان مجبور به خروج از اندلس شدند و بسیاری از آنها از همین منطقه به شهر سئوتا و تطوان کوچ اجباری داده شدند و بسیاری نیز به قتل رسیدند.