لغت نامه دهخدا
تسیر. [ ت َ س َی ْ ی ُ ] ( ع مص )باز شدن پوست کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تقشر جلد. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || به روش کسی رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سیر کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
تسیر. [ ت َ س َی ْ ی ُ ] ( ع مص )باز شدن پوست کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تقشر جلد. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || به روش کسی رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سیر کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
[ویکی الکتاب] معنی تَسِیرُ: به راه می افتد
ریشه کلمه:
سیر (۲۷ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تسیر ابو سنینه (عربی: تيسير أبو سنينة) شهردار، و سیاستمدار اهل دولت فلسطین است که در ۱۴ مه ۲۰۱۷ برای ریاست شهرداری الخلیل انتخاب شد.
💡 و من عجب الایّام انّک قاعد علی الارض فی الدّنیا و انت تسیر