ترک میدان

مترادف‌ها

کناره‌گیری، رها کردن، ترک کردن

لغت نامه دهخدا

ترک میدان. [ ت ُ م َ ] ( اِخ ) از کوههای شاهکوه و ساور که 6800 پا بلندی دارد و در 25 میلی چارده و 11 میلی زیارت قرار دارد. ( از مازندران رابینو بخش انگلیسی ص 127 ).

فرهنگ فارسی

از کوههای شاهکوه و ساور که ۸۶٠٠ پا بلندی دارد و در ۲۵ میلی چارده و ۱۱ میلی زیارت قرار دارد.

جمله سازی با ترک میدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در نتیجه رد پیشنهاد سلاجقه، نیروهای ترک به‌طور مداوم نیروهای فردریک را مورد هجوم قرار دادند و با حملات غافلگیرانه، شرایط را برای نیروهای فردریک سخت کردند. در ۷ مه ۱۱۹۰، یکی از لشکرهای سلاجقه توسط دوک سابیا و دوک دالماتیا در نزدیکی فیلوملیوم نابود شد و حدود ۴٬۱۷۴ نفر از آن‌ها کشته شدند. مهم‌تر از جنگ، تأمین تدارکات لشکر فردریک بود. روحیه آن‌ها پایین آمده و تدارکات رو به کاهش بود و ترک میدان نبرد توسط سربازان پیاده به دلیل کم‌آبی مکرر اتفاق می‌افتاد. با این حال صلیبیون راه خود را ادامه دادند، تا در ۱۳ مه به قونیه رسیدند.

💡 ترک میدان کن کزین قوم شریر رحم ناید بر صغیر و بر کبیر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران