تبییض

لغت نامه دهخدا

تبییض. [ ت َب ْ ] ( ع مص ) سپید کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). ضد سیاه کردن. ( تاج العروس ج 5 ص 13 ) ( منتهی الارب ). سپید گردانیدن چیزی را. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ). || مشک از آب و انا از شیر پر کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). بنا بنقل صاغانی و جوهری مجازاً تبییض مشک؛ پر کردن آن از آب و شیر. ( تاج العروس ایضاً ص 14 ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || صاغانی و صاحب اللسان آورده اند که تبییض بمعنی خالی کردن چیزی است و این معنی هم مجازی است و ضد است. ( تاج العروس ایضاً ص 14 ). خالی نمودن چیزی را و از لغات اضداد است. ( از ذیل اقرب الموارد ). پر گردانیدن و خالی نمودن چیزی را و از لغات اضداد است. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نصال افکندن بهمی. ( قطر المحیط ). نصال افکندن گیاه بهمی و آن پیکان مانندیست که بر برگ آن ظاهر میشود و می افتد. || جامه سپید پوشیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ):

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - سفید کردن. ۲ - پاکنویس کردن.

فرهنگ عمید

سفید کردن.

ویکی واژه

سفید کردن.
پاکنویس کردن.

جمله سازی با تبییض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حل چهارم: در قواعد گرفتن بعضی از آبها و تخمیر و تبییض و سایر تدابیر اجزاء.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز