بی مزد

لغت نامه دهخدا

بی مزد. [ م ُ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + مزد ) بدون مزد و اجرت. بدون پاداش.( ناظم الاطباء ). بی مزد و منت. و رجوع به مزد شود.
- دزد بی مزد؛دزد رسوا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بدون مزد و اجرت. بدون پاداش. بی مزد و منت.

جمله سازی با بی مزد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببر زین خانه رختم جمله بی مزد که رخت خود حلالت کردم ای دزد

💡 به طاعت کز تو خواهم چند حاجت مرا انعام ده بی مزد طاعت

💡 پاسبان شبت از دزد ویست جارس روز تو بی مزد ویست

💡 ناخدا کشتی بی مزد به من گر ندهد چوب نعلین شود زورق صد طوفانم

💡 بی مزد نیست گریه شبهای انتظار آخر بیاض دیده شکر خواب می شود

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز