لغت نامه دهخدا
جارس. [ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جَرس. رجوع به جرس شود.
جارس. [ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جَرس. رجوع به جرس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اى اهل مدينه ! ديگر در مدينه نمانيد، زيرا حسين شهيد شد. به اين سبب سيلاب اشك ازديدگان من جارس است. بدن شريفش در كربلا در ميان خاك و خون افتاده و سر مقدسش برسر نيزه ها در شهرها مى گردانند.