بقیاس

لغت نامه دهخدا

بقیاس. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) به تخمین. به حدس. رجوع به قیاس شود.

فرهنگ فارسی

قیاسا تخمینا حدسا: ( بقیاس که هنوز در نقم ( نقب ) باشد. )

جمله سازی با بقیاس

💡 مدیح او بقیاس آفتاب رخشانست بنور صفوت او خلق معترف یکسان

💡 تو بقیاس آهنی و دشمن کوهست کوه فراوان فکنده اند به آهن

💡 هر کس که در آن قامت موزون نگرد او را بقیاس خویش کوته شمرد

💡 بستدندی بصد شکنجه و چوب بقیاس جماعت زر دار

💡 همیشه تا بقیاس خرد درست شود که چرخ داده ی خویش از زمانه بستاند

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
نجیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز