لغت نامه دهخدا
بقران. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بَقَرة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
بقران. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بَقَرة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
جمع بقره
[ویکی الکتاب] بقرآن. ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)قرء (۸۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «فَتَعالَی اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ» پاکست و بی عیب و برتر آن خدای پادشاه براستی «وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ» مشتاب بقران «مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضی إِلَیْکَ وَحْیُهُ» پیش از آن که بتو گزارده آید پیغام بان، «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» (۱۱۴) و بگوی خداوند من مرا حفظ افزای.
💡 بر اینمعنی است شاهد نزد برهان بقران «ماتری فی خلق رحمن»
💡 و اذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقران غير هذا اوبدله
💡 همچو بقران بزیر بار شوی چون تراسه ز پیش و پس نبری
💡 و اذا تتلى عليهم اياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقران غير هذا او بدلهقل ما يكون لى ان ابدله من تلقاى نفسى ان اتبع الا ما يوحى الى انى اخاف ان عصيت ربىعذاب يوم عظيم(15)