بز گرفتن

لغت نامه دهخدا

بز گرفتن. [ ب ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از هزل و تمسخر کردن. ( از لطایف از غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). استهزا نمودن. ریشخند کردن. خوش طبعی. اردک از کون برآمدن. بناف کسی حرف نهادن. زاغ گرفتن. خاک در ترازوی کسی افکندن. کلاغ گرفتن و زدن. شیشکی کردن. شیشه بند کردن. ( از مجموعه مترادفات ص 38 ). || بکنایه، به بهائی سخت ارزان از غافلی چیزی را خریدن. بقیمت سخت نازل خریدن. ( از یادداشت بخط دهخدا ):
چه بزان کآن شهوت آنرا بز گرفت
بز گرفتن گیج را نبود شگفت.مولوی.

جمله سازی با بز گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن بز گرفتن تو و روباه بازیت روزی ترا نوالۀ شیر ژیان کند

💡 چه بزان که آن شهوت او را بز گرفت بز گرفتن گیج را نبود شگفت

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز