لغت نامه دهخدا
شیشه بند. [ شی ش َ / ش ِ ب َ ] ( نف مرکب ) شیشکی بند. آنکه تحقیر و تمسخر کسی را، از دهان آوازی مخصوص برآورد. ( یادداشت مؤلف ):
شیشه بندان ظرافت بهمین می گفتند
محتسب گر گذرد از در میخانه عشق.صائب تبریزی.رجوع به شیشکی و شیشه بندی شود.
شیشه بند. [ شی ش َ / ش ِ ب َ ] ( نف مرکب ) شیشکی بند. آنکه تحقیر و تمسخر کسی را، از دهان آوازی مخصوص برآورد. ( یادداشت مؤلف ):
شیشه بندان ظرافت بهمین می گفتند
محتسب گر گذرد از در میخانه عشق.صائب تبریزی.رجوع به شیشکی و شیشه بندی شود.
شیشکی بند آنکه تحقیر و تمسخر کسی را از دهان آوازی مخصوص بر آورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاه بر ریش سخن از دخل گردد شیشه بند گاه در... غزل، انگشت مصرع میکند