لغت نامه دهخدا
یراق کردن. [ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تجهیز کردن. مسلح کردن. به سلاح مجهز ساختن. ( یادداشت مؤلف ): در سال هفدهم از هجرت نوبت دیگر قیصر صد هزار مرد شجاعت اثر یراق کرده به جانب شام فرستاد. ( روضةالصفا ج 2 ). بعداز آنکه بلخ را به بنده عنایت فرمایند و موکب عالی به صوب کابل نهضت نماید یراق کرده شرف ملاقات خدام بارگاه عالم پناه حاصل خواهد کرد. ( حبیب السیر جزو سوم از ج 3 ص 320 ). و رجوع به یراق شود.