گوشت خواره
مترادفها
گوشتخوار
متضادها
گیاه خوار
لغت نامه دهخدا
گوشت خواره. [ خوا / خا رَ / رِ ] ( نف مرکب ) گوشت خوار. گوشت خور: چنانکه چو گوییم حیوان، هم ستوران گیاه خوار و هم ددگان گوشتخواره... همه گفته شود. ( جامع الحکمتین ناصرخسرو ص 234 ). رجوع به گوشتخوار شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) گوشت خوار: چنانکه چو گوییم حیوان هم ستوران گیاه خوار و هم ددگان گوشت خواره... همه گفته شود.
جمله سازی با گوشت خواره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در معرضی که خشمت، آهخت تیغ کینه زوبین تیر آرش، یک گوشت خواره باشد