گه خوردن

لغت نامه دهخدا

گه خوردن. [ گ ُه ْ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) خوردن گه. || در تداول، مجازاً، سخنان بی ربط گفتن. سخن یا عبارتی خارج از اندازه خویش گفتن. || فضولی. فضولی کردن.
- گه جن خورده؛ در مقام تحقیر به کسی میگویند که پیش گویی بیجا میکند. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - خوردن پلیدی آدمی و جانوران. ۲ - ( دشنامی است ) مزخرف گفتن فضولی کردن: خویش را از رهروان کمتر شمر تو حریف زهر نایی گه مخور. ( مثنوی )
خوردن گه: یا در تداول مجاز سخنان بی ربط گفتن سخن یا عبارتی خارج از اندازه خویش گفتن.

جمله سازی با گه خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من از خوردن گوشت صبر مى كنم و هرگاه كه پولدار شدم از شما گوشت مى خَرَم.(122)

💡 كلمه (جهد) - به فتح جيم - به معناى طاقت است، و كلمه (ايمان ) جمع (يمين) به معناى سوگند است، و (جهد يمين ) قسم خوردن به مقدار قدرت و طاقت است، ومنظور اين است كه: ايشان تا آنجا كه ميتوانستند قسم ياد كرده تاءكيد نمودند. و مقصود ازبودن آيات در نزد خدا، بودن آن در ملك خدا است، و معنايش اين است كه: هيچ كس مالكچيزى از آن آيات نيست مگر به اذن خدا.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز