گریه گرفتن

مترادف‌ها

گریه کردن، اشک ریختن، زاری کردن

متضادها

خندیدن

لغت نامه دهخدا

گریه گرفتن. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بمعنی به گریه انداختن است. گریان ساختن. به گریه درآوردن، چنانکه روضه خوان از مستمعان.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بگریه وا داشتن: روضه خوان از مستمعین خیل گریه گرفت. یا گریه گرفتن کسی را. بگریه در آمدن او: از مشاهد. وضع بدبختیها گریه اش گرفت.

جمله سازی با گریه گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال ۱۳۹۸، اثبات شد که این سازمان برای ۲ بار مصاحبه‌های ساختگی پخش کرده است. در این مصاحبه‌ها نخست یکی از راننده‌های صداوسیما خود را به عنوان فردی که از تظاهرات مردم آسیب دیده است جا می‌زند و در برابر دوربین گریه می‌کند؛ کمی بعد، یکی از تصویربرداران قدیمی سازمان به عنوان شهروند در برابر دوربین قرار گرفته و از مسئولان هدف قرار گرفتن هواپیمای اوکراینی دفاع می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران