گری تن

لغت نامه دهخدا

گری تن. [گ َ ت َ ] ( اِ مرکب ) عنکبوت را گویند و گره تن هم آمده. ( آنندراج ). رجوع به گره تن و کارتن و کارتنک شود.

جمله سازی با گری تن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یکی از اولین نهادهای اجتماعی که شخصی به نام گری بکر در این روش مطرح کرد خانواده بود.

💡 تا تو ای عشق بدین فر و هما جلوه گری نبود مور که او را تو سلیمان نکنی

💡 شرط طاعت چشم گریان و دل سوزان بود شمع خامش بر دل محراب می گردد گران

💡 گرد راهش گر برویم گل نخواهد کرد عشق چشم من گریان چرا شد، چهره گردآلوده هم؟

💡 ما گریان دل نالان، چند از تو گاهی کن هم ما را دلجوئی، هم دل را دلداری