لغت نامه دهخدا
کیلان بر. [ ک ِ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ولدبیگی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 150 تن سکنه دارد که از طایفه ولدبیگی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کیلان بر. [ ک ِ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ولدبیگی است که در بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان واقع است و 150 تن سکنه دارد که از طایفه ولدبیگی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دهه ۱۳۳۰ شهر کیلان مرکز بخش بود و مدتی کفیل بخشداری مرکزی دماوند در این شهر مستقر بود.
💡 سد زیارت سدی است که در نزدیکی تهران و در روستایی به همین نام در فاصله ۱۳ کیلومتری جاده آبسرد به ایوانکی و شمال شرق کیلان در شهرستان دماوند قرار دارد.
💡 از بوتیمار با نامهایی دیگر چون کیلان، غمخورک، ماهیخوار، هوقار و مرغ غصه نیز یاد میکنند.
💡 جمعیت این شهر براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ ایران، ۲۸۸۲ نفر (۹۲۷ خانوار) شامل ۱۴۷۸ مرد و ۱۴۰۴ زن میباشد جمعیت کیلان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۰۳۸ نفر بودهاست.
💡 هفت جوبه | هفت جوی | هاجرآباد | همند کیلان | همند کوهان و کردار | همند لامسر | همدانک | همه سین | همند خالصه ودان | هنزک | هرنده | هریاج | هاشمک | هویر |
💡 سوغات منطقه کیلان شامل آبنبات، نان محلی، نان شیرمال و توتک، هسته قیسی، لب لبو، قیسی، سفره کیلانی، حوله حمام و حوله دست و صورت است که مسافران به عنوان سوغاتی به همراه میبرند.