لغت نامه دهخدا
کهن شده. [ ک ُ هََ / هَُ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کهنه شده. فرسوده شده. ازکارافتاده:
گفته دانا چو ماه نو به فزون است
گفته نادان چنان کهن شده عرجون.ناصرخسرو.رجوع به کهن شدن شود.
کهن شده. [ ک ُ هََ / هَُ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کهنه شده. فرسوده شده. ازکارافتاده:
گفته دانا چو ماه نو به فزون است
گفته نادان چنان کهن شده عرجون.ناصرخسرو.رجوع به کهن شدن شود.
کهنه شده ٠ فرسوده شده ٠ از کار افتاده ٠
💡 برخی ژنتیکدانان با فریزر موافق هستند. آرنایز-ویلنا و سایرین (۲۰۰۱) فایل ژنتیکی فلسطینیها را با سایر افراد مدیترانهای مقایسه کردند و عنوان کردند که «ریشهٔ فلسطینیها و ارتباط ژنتیکی آنها با سایر جمعیتهای مدیترانهای، نشان میدهد که هم یهودیها و هم فلسطینیها از نژاد کنعان باستان که در دورههای کهن با مصریها، ساکنان آنتالیا و بینالنهرین آمیخته شده میباشند».
💡 تقریباً از سه منطقه تشکیل شده که شامل منطقه آبرفتی که حاصل بر جای ماندن گل و لایی است که رودخانهها با خود آوردهاند و همچنین رسوبات دریا در زمانهای کهن و منطقه کوهپایهای بسیار زیبا با جنگلهای راش فراوان آن و همچنین منطقه کوهستانی که تا نیمی از سال معمولاً در آن برف هم وجود دارد.
💡 موزه کندلوس نخستین موزه روستایی جهان است و یکی از غنیترین موزههای مردمشناسی خاورمیانه میباشد. این موزه در دو طبقه و با محوریت آثار بومی و منطقهای ساخته شدهاست و از کتابهای خطی بسیار قدیمی گرفته تا انواع ابزارآلات کهن، اشیای قدیمی و لباسهای محلی را میتوان در آن مشاهده کرد.
💡 توس شهری تاریخی در استان خراسان رضوی که در ۲۰ کیلومتری شمال غربی مشهد واقع شده است. آثار باستانی این شهر، مخصوصاً کهن دژ، پس از قرنها، هنوز به جا مانده است.
💡 گر داستان رستم دستان کهن شده است خوش باد گوش دهر بدین تازه داستان