لغت نامه دهخدا
کلته دم. [ ک َ ت َ / ت ِ دُ ] ( ص مرکب ) بریده دم. ( از غیاث ). کوتاه دم. قصیرالذنب. ( فرهنگ فارسی معین ):
می پیچ و می کش از غم چون مار کلته دم.شمس خالد ( از فرهنگ رشیدی ).و رجوع به کلته شود.
کلته دم. [ ک َ ت َ / ت ِ دُ ] ( ص مرکب ) بریده دم. ( از غیاث ). کوتاه دم. قصیرالذنب. ( فرهنگ فارسی معین ):
می پیچ و می کش از غم چون مار کلته دم.شمس خالد ( از فرهنگ رشیدی ).و رجوع به کلته شود.
( صفت ) کوتاه دم قصیرالذنب: ( می پیچ و می کش از غم چون مار کلته دم )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دره کلتهای، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بم در استان کرمان ایران است.