کج انداز

لغت نامه دهخدا

کج انداز. [ ک َ اَ ] ( نف مرکب ) مخفف کج اندازنده. || ( ن مف مرکب ) کج اندازیده. کج انداخته. منحرف. که کج رها شده باشد و بمجاز هر طعنه و سخن ناروا و کژ و دروغ و ناراست:
بعد از اینم چه غم از تیر کج انداز حسود
چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم.حافظ.

فرهنگ فارسی

مخفف کج اندازه یا منحرف یا کج اندازیده

جمله سازی با کج انداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته اگر به قصد تغییر شغل یا علاقمند هستید که این شغل را برای خود راه اندازی کنید و مدرک و تحصیلات دانشگاهی ندارید میتوانید در یکی از آموزشگاه های موجود در کشور دوره آموزش مکانیک خودرو را بگذرانید و مشغول به کار شوید

💡 خویش را چون موج گوهر گرچه گرد آورده ام دل پرست از ذوق انداز پر افشانی مرا

💡 همچو گل پرده ی دل در خس و خاشاک انداز خویش را غنچه کن و در بغل چاک انداز

💡 غایت بحث راه اندازی روابط عمومی الکترونیک در ایران، رسیدن به روزی است که بتوان تمام خدمات دولتی و حتی خصوصی را به راحتی و حتی بدون نیاز به مراجعه به پایگاههای مختلف، تنها با اتصال به یک پایگاه واحد انجام داد.

💡 شیرین عجم ار تاخت به گلگون عرب انداز آفاق بتازی به سمندی که تو داری

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز