لغت نامه دهخدا
کثیف رای. [ ک َ ] ( ص مرکب ) درشت رای. سخت رای. غلیظرای:
الحق کثیف رایی، گرچه لطیف جایی
یک تا بر آن کسی کز طفلی بود دوتایی.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ).
کثیف رای. [ ک َ ] ( ص مرکب ) درشت رای. سخت رای. غلیظرای:
الحق کثیف رایی، گرچه لطیف جایی
یک تا بر آن کسی کز طفلی بود دوتایی.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ).
درشت رای. سخت رای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۱۵ دولت ایران برآورد کرد که پول کثیف حاصل از قاچاق مواد مخدر در ایران به ۱۰ تریلیون تومان در سال رسیده که مقداری از آن به انتخابات و حفاظت از رای برای نفوذ در سیاست این کشور راه بردهاست.
💡 الحق کثیف رایی گرچه لطیف جایی یکتا بر آن کسی کز طفلی بود دوتائی