کارگزار گشت
مترادفها
مامور گشت، نگهبان
فرهنگستان زبان و ادب
{tour broker} [گردشگری و جهانگردی] فرد یا مؤسسه ای که جا و تجهیزات و سایر تسهیلات مورد نیاز کاروان های عمده فروش را دربستی اجاره می کند و در مقابل دریافت کارمزد در اختیار آنها قرار می دهد
ویکی واژه
فرد یا مؤسسهای که جا و تجهیزات و سایر تسهیلات مورد نیاز کاروانهای عمدهفروش را دربستی اجاره میکند و در مقابل دریافت کارمزد در اختیار آنها قرار میدهد.
جمله سازی با کارگزار گشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طاهرنژاد بعد از نمایندگی در مجلس پنجم و بازماندن از مجلس ششم، در دوران وزارت اسحاق جهانگیری بر صنایع و معادن، که هردوی آنها در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران عضویت داشتند، به سمت معاون وی و رئیس سازمان صنایع دستی کل کشور منصوب گشت.
💡 وی تا قبل از مرگش یک بار به مقام نخستوزیری نزدیک شد و یک بار نیز نام او به عنوان نامزد ریاستجمهوری بر زبانها جاری گشت و در تمام این سالها در بخش اقتصادی باقی ماند و فعالیت سیاسی وی منحصر شد به شرکت در تأسیس حزب کارگزاران سازندگی ایران و عضویت شورای مرکزی آن که آن هم به دنبال زندانی شدن غلامحسین کرباسچی، عملاً منتفی گردید.