چست سوار

لغت نامه دهخدا

چست سوار. [ چ ُ س َ ] ( ص مرکب ) چابک سوار. رجوع به چست سواری شود.

فرهنگ فارسی

چابک سوار

جمله سازی با چست سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دگر یک سیف دین و ملک گر زانک بهنگام سواری چست و چالاک

💡 جریده سواری توانا و چست به کار مصاف اندر آمد درست

💡 نخستین کمان از سواران درشت یکی تیره باران بکردند چست

💡 چو شه با شهر آمد شاد و پیروز طلب کرد آن سوار چست آن روز

💡 حاصل که همعنانی همت نموده چست بر توسن مراد به لطفم کند سوار

💡 ز رومی سواری توانا و چست بر آن آتش افکند خود را نخست

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز