چرا شدن
لغت نامه دهخدا
چرا شدن. [ چ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خورده شدن. گیاه خوردنی چرندگان شدن. خوراک چرندگان شدن:
پنداشتم که دهر چراگاه من شده ست
تا خود ستوروار مر او را چرا شدم.ناصرخسرو.|| چراگاه شدن. مرتع شدن. رجوع به چرا شود.
فرهنگ فارسی
خورده شدن گیاه خوردنی چرندگان شدن ٠ خوراک چرندگان شدن ٠ یا چراگاه شدن. مرتع شدن.
جمله سازی با چرا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كشتى همچنان در حركت بود، تا اينكه بر اثر طوفان به گردابى افتاد و در پرتگاهغرق شدن قرار گرفت. در اين هنگام، كشتيبان كه شنا مى دانست، به عالم نحوى گفت:آيا شنا مى دانى ؟ گفت: نه، ناخدا گفت: همه عمر به فناست چرا كه كشتى درحال غرق شدن است و تو شنا نمى دانى.!
💡 حوادث ظاهرى عالم را همه مى بينند، ولى مشكل بزرگ پى بردن بهعلل حوادث است. گرفتن جرم آفتاب و ماه، لرزيدن زمين، وزش بادها، سبز شدن اشجار،باردار شدن حيوان و انسان، فرزند آوردن و صدها حوادث ديگر در طبيعت همواره وجودداشته و دارد و تمام اقوام وحشى و متمدن، آنها را ديده و مى بينند. مطلب مهم آن است كهبشر بداند چرا آفتاب مى گيرد؟
💡 مرحله سوّم حالت دلهره و اضطراب بود، چرا كه ديدم وارد شدن بر زمره شايستگان ياامّت محمّد صلى الله عليه و آله در گرو اقتدا و پيروى از آن گرامى است، امّا من در كجابه او اقتدا نموده ام ؟ و نيز ديدم شيعه اميرمؤ منان عليه السلام محسوب شدن، در گروپيروى از بزرگ قهرمان انسانيّت در اخلاق وعمل و زندگى و مرگ است و من در چه ميدانىاز ميدانهاى زندگى، او را همراهى كرده ام ؟
💡 با نزدیک شدن غروب خورشید و گذشتن از ساعات پرنور روز، آسمان به آرامی شروع به چرا شدن کرد و سایههای بلند درختان بر روی زمین افتاد.
💡 وقتی هوا به شدت چرا شدن و تاریک گشت، لازم بود که دوندهها برای جلوگیری از آسیب دیدگی و گم شدن در مسیر، از چراغهای قوه استفاده کنند.
💡 در آن اتاق قدیمی و کوچک که نور خورشید به سختی به آن میرسید، محیط همیشه کمی چرا شدن و کدر به نظر میرسید که حس غمگینی داشت.