چار رگ

لغت نامه دهخدا

چاررگ. [ رَ ] ( اِ مرکب ) رجوع به چهار رگ شود.

جمله سازی با چار رگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رفت و ما را همه بیچاره و درمانده بماند من ندانم که چه درمان کنم این را و چه چار

💡 پس آنگه، از پی ایجاد ممکنات جهان ز جود رونق بازار چار ارکان داد

💡 سه مرد و چار زن هفتیم جمله هم امشب در نهان رفتیم جمله

💡 یکی هودج از آسمان شد فرود درو چار تن با نوی پاک بود

💡 یکی کردی ابا خود چار انباز کنون هستند در دید تو دمساز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران