پیه ری

لغت نامه دهخدا

پیه ری. [ پی ِ ] ( اِخ ) ( سلوکیه ٔ... ) پیِری. نام شهر بزرگی از سلوکیدا یعنی قسمت جنوب شرقی کیلیکیه و جنوب کماژن و سوریه علیا به عهد سلوکیها و آن بندر بزرگ سوریه سلوکی محسوب میشد و در کنار رود ارن تس ساخته شده بود و سلوکیه پیه ری ( مقدونی ) بدان گفتند که از دیگر سلوکیه ها ممتاز باشد. ( ایران باستان ج 3 صص 2064 و 2112 ).

فرهنگ فارسی

نام شهر بزرگی از سلوکیدا

جمله سازی با پیه ری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آکنده و سرد پیکری چونان کز پیه فسرده قالبی منکر

💡 من نه بیدردم که آب از دیده ریزم در غمش پیه دل باشد چو شمع از چشم گریانم روان

💡 بویس در ابتدا تصمیم داشت که پزشک متخصص کودکان شود اما با شروع جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آلمان پیوست و آموزش خلبانی دید.هواپیمای او در سال 1943 در کریمه(اوکراین)سقوط کرد.تاتار ها بدن نیمه جانش را چند روزی در پیه و نمد گرم نگه داشتند.سرانجام سربازان گشت آلمانی او را یافتند و به بیمارستان نظامی منتقل کردند(این واقعه بعدابه شکل های مختلف در کار هنری او انعکاس یافت).

💡 سلوکیه پیه ریا ( یونانی Σελεύκεια ἐν Πιερίᾳ)، همچنین در انگلیسی به عنوان سلوکیه دریایی شناخته می شود که بعدها به نام سوئدیا نامیده شد، یک شهر عصر هلنیستی، بندر دریایی انطاکیه باستان (سوریه پریما)، پایتخت سلوکی، و انطاکیه امروزی (ترکیه) است. این شهر کمی در شمال مصب رودخانه عاصی، بین رودخانه های کوچک در دامنه های غربی کُریفائوس، یکی از قله های جنوبی رشته کوه نور ساخته شده است.

💡 پیه بد نامی یک عمر به تن مالیدند بند بر دست و زبان و دل آگاه زدند

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز