لغت نامه دهخدا
پس نهادن. [ پ َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ذخیره کردن. اندوخته کردن. پس اندازه کردن. یخنی نهادن.
پس نهادن. [ پ َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ذخیره کردن. اندوخته کردن. پس اندازه کردن. یخنی نهادن.
( مصدر ) ذخیره کردن پس انداز کردن اندوخته کردن.
💡 پوشش خطاهاى كودكانه خردسالان، زمينه اصلاح رفتار آنان است و انگشت نهادن برنقاط ضعف ايشان وجب تجرى و بى باكى و تحقير مى شود.
💡 مساءله 4 - اگر دو نفر يا بيشتر شريك باشند در نهادن سنگ مثلا،همه آنان در ضمان شريكند و ظاهر اين است كه همه در ضمانت مساوى اند هر چند نيروىآنان مختلف باشد.
💡 او هـرگـز مـدعـى مقام الوهيت، و بيرون نهادن گام از مسير عبوديت نبوده بلكه به اين مقامافتخار و مباهات مى كند، و به همين دليل در همه چيز الگو و اسوه مى باشد.
💡 و اما استعمال اينگونه ظروف در نهادن آن ها در طاقچه و روى ميز براى صرف زينت حرامنيست هرچند كه نزديك تر به احتياطخوددارى از آن است.
💡 پـروردگـارا! ديـده اى عـبـرت بـيـن عـطا فرما، تا از سرنوشت اقوام ستمگر پيشين درسعبرت بياموزيم، و از گام نهادن در طريق آنها برحذر باشيم.
💡 4 منّت نهادن بر پيامبر، در حقيقت منّت بر خداست. (خداوند پاسخ منّت بر پيامبرش را آنگونه مى دهد كه گويا منّت بر او گذاشته اند) (يمنّون عليك...بل اللّه يمنّ...)