لغت نامه دهخدا
پراگنده خاطر. [ پ َ گ َدَ / دِ طِ ] ( ص مرکب ) رجوع به پراکنده خاطر شود.
پراگنده خاطر. [ پ َ گ َدَ / دِ طِ ] ( ص مرکب ) رجوع به پراکنده خاطر شود.
( صفت ) آنکه دلی پراکنده دارد پریشان خاطر پراگنده خاطر بی آرام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز غیر تو هر جا سخن آید به میان خاطر به هزار غم پراگنده شود
💡 به زبان نام تو چگونه بریم؟ با چنین خاطر پراگنده
💡 همه با معده های آگنده همه با خاطر پراگنده