پاسخ سرای

لغت نامه دهخدا

پاسخ سرای. [ س ُ س َ ] ( نف مرکب ) جواب دهنده. پاسخ ده. پاسخ گوی. پاسخ گذار. جواب آورنده:
نهاده بدو گوش پاسخ سرای
پر اندیشه شد ز آن سخن رهنمای.فردوسی.فرستاده آمد همان رهنمای
دل و گوش بیژن بپاسخ سرای.فردوسی. || معبّر. گذارنده خواب:
چو بابک سخن برگشاد از نهفت
همه خواب یکسر به ایشان بگفت
پر اندیشه شد ز آن سخن رهنمای
نهاده بدو گوش پاسخ سرای
سرانجام گفت ای سرافراز شاه
بتأویل این کرد باید نگاه
کسی را که دیدی تو زینسان بخواب...فردوسی.

فرهنگ فارسی

( اسم صفت ) ۱- جواب دهنده پاسخگوی پاسخ گزار. ۲- جواب آورنده. ۳- گزارند. خواب معبر.

جمله سازی با پاسخ سرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو پاسخ یافت هرمز از بر شاه روان شد تا سرای خواهر شاه

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز