لغت نامه دهخدا
وای وای کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیون و زاری کردن و سخت نالیدن: زن او پیش آمد، ساره، و بانگ همی کرد، وای وای و ولوله همی کرد. ( تفسیر قرآن مجید چ متینی ص 278 ).
وای وای کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شیون و زاری کردن و سخت نالیدن: زن او پیش آمد، ساره، و بانگ همی کرد، وای وای و ولوله همی کرد. ( تفسیر قرآن مجید چ متینی ص 278 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا ز غمم باز خرد وای وای بنده ی خویشم شمرد وای وای
💡 فرو خواند آن نامه سر تا به پای بر آمد ز جان و دلش وای وای
💡 خاک مرا بر سر جان وای وای زیست کنم بی تو چسان وای وای
💡 وقت پند دیگرانی های های در غم خود چون زنانی وای وای
💡 هر کجا تیز بگذرد آن تیغ وا نگردد به وای وای و دریغ