نیک نهادی
مترادفها
خوشخویی، خوشرفتاری، نیکسرشتی
متضادها
بدنهادی، بدطینت
لغت نامه دهخدا
نیک نهادی. [ ن ِ / ن َ ] ( حامص مرکب ) خوش طینتی. نیکوفطرتی. نیک نهاد بودن:
به جوانمردی و تشریف نوازی مشهور
به توانگردلی و نیک نهادی مشهود.سعدی.|| بلاهت. بله. ( از منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف ). ساده لوحی.
فرهنگ فارسی
نیک سرشتی نیکو نهادی خوش فطرتی.
جمله سازی با نیک نهادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلاه ناز نیک از سر نهادی جبینت چین ابرو برنتابد