نیک اخلاقی
مترادفها
خوشاخلاقی
متضادها
بد اخلاقی
لغت نامه دهخدا
نیک اخلاقی. [ اَ ] ( حامص مرکب ) خوش خوئی. نیک خوئی. نیک اخلاق بودن:
آرزوی دل خلقی تو به شیرین سخنی
اثر رحمت حقی تو به نیک اخلاقی.سعدی.
فرهنگ فارسی
خوشخوئی. نیکخوئی. نیک اخلاق بودن.
جمله سازی با نیک اخلاقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر صفات علمی، ویژگیهای متعالی اخلاقی او نیز مورد توجه دیگران واقع میشد؛ چنانکه دربارهٔ ایشان نوشتهاند که دارای «اخلاقی نیک و رفتاری پسندیده بود. زهد، پرهیزگاری، فروتنی، گفتار صریح و دوری از تمام مظاهر کبر، خودپسندی و اخلاق ناپسند از ویژگیهای نمایان او بود.