نوبت دار

لغت نامه دهخدا

نوبت دار. [ ن َ / نُو ب َ ] ( نف مرکب ) کشیکچی. گارد خاص. ( یادداشت مؤلف ). نوبه دار. نوبتی دار. رجوع به نوبتی دار شود: به شب با هر کدام که او را بایستی بر آن منظر بخفتی و در زیر منظر نوبت داران بخفتند، قضا را نوبت داری را نظر در این کنیزک آمده بود. ( اسکندرنامه نسخه خطی ). بیامد تا سراپرده شاه، هیچ کس در آنجا نبود الا دو مرد نوبت دار. ( اسکندرنامه ). خادمان و نوبت داران شاه را خبر کردند. ( اسکندرنامه ).

فرهنگ فارسی

کشیکچی ٠ گارد خاص ٠ نوبه دار ٠ نوبتی دار ٠

جمله سازی با نوبت دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگیر از دهن خلق، حرف را زنهار به آسیا چو شدی پاس دار نوبت را

💡 از سوى ديگر يهود كه مدتها در جستجوى مسيح بود، در همان شب آن خانه را پيدا كرده،آن جوانى را كه داوطلب شده بود به شكل عيسى (عليه السلام ) درآيد، گرفتند و كشتندو به دار آويختند و سپس آن كس ديگر را كه عيسى (عليه السلام ) خبر داده بود تا صبحدوازده نوبت كافر مى شوى را گرفته و او همان كفرها را دوازده بار مرتكب شد.

💡 پس از آن كه جنگ پايان يافت، (ابوسفيان ) نزديك كوه آمد و با صداى بلند گفت:جنگ و پيروزى نوبت است، روزى به جاى روز بدر، اى(هبل ) سرافراز دار. رسول خدا گفت تا وى را پاسخ دهند و بگويند: خدا برتر وبزرگوارتر است؛ ما و شما يكسان نيستيم، كشته هاى ما در بهشت اند و كشته هاى شما دردوزخ.

💡 پس از چندى نوبت به خبيب بن عدى رسيد او را نيز براى دار زدن به خارج مكه بردند.خبيب از جمعيت خواهش كرد اجازه دهند تا دو ركعت نماز بخواند.

💡 در محفلی که دست تو بوسند عاشقان نوبت چون آن بنده بود پیش دار پای

💡 به نوبت ز جاندار وز پاسبان کسان دار هم گرد و هم مهربان

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
دیشلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز