لغت نامه دهخدا
نقره پا. [ن ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نام طایری است که رنگ پای آن سفید باشد. ( غیاث اللغات ). رجوع به نقره پای شود.
نقره پا. [ن ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) نام طایری است که رنگ پای آن سفید باشد. ( غیاث اللغات ). رجوع به نقره پای شود.
نام طایری است که رنگ پای آن سفید باشد٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۱۱ مدال طلا، ۸ مدال نقره، ۴ مدال برنز شدهاست.
💡 زنجیر در زیورآلات: زنجیرهایی که برای گردنبند، دستبند، پابند استفاده میشوند میتوانند از جنس طلا، نقره، استیل، آلومینیوم و یا آلیاژی از موارد فوق با ترکیب مس، روی و سایر فلزات باشند.
💡 کتیبهای بر روی لوحهای طلا و نقره مشتمل بر ۱- معرفی داریوش ۲- سرزمینهای تحت سلطه او.
💡 کلام پخته ای هم در تلاش وصل می باید همین سرمایه ی آن نقره ی خام است پنداری
💡 ریتر در مسابقات کشوری و بینالمللی در مجموع برندهٔ ۲ مدال نقره شدهاست.
💡 عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند نقره داران چون نشان زر بطرّاران دهند