نرمی کردن
مترادفها
نرم کردن، ملایم کردن، لطیف کردن
متضادها
سخت کردن، سفت کردن
لغت نامه دهخدا
نرمی کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ملایمت کردن. مدارا کردن. تحمل و بردباری نمودن:
جهان مست است نرمی کن که من ایدون شنودستم
که با مستان و دیوانه حلیمی بهتر از تندی.ناصرخسرو.به اخلاق نرمی مکن با درشت
که سگ را نمالند چون گربه پشت.سعدی ( بوستان ).چو نرمی کنی خصم گردد دلیر.سعدی ( بوستان ).نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند. ( گلستان چ یوسفی ص 173 ). رجوع به نرمی شود.
فرهنگ فارسی
ملایمت کردن مدارا کردن
جمله سازی با نرمی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحله دوم زدن سفید تخممرغ، حبابها کوچکتر هستند و با ادامه زدن، رنگ آن سفید میشود. وقتی لیسک یا همزن از آن خارج شود، نقاط قله مانند نرمی ایجاد میشود و سر قلهها به سمت پایین میچرخد. هنگام کج کردن ظرف، توده کفآلود به راحتی در کاسه حرکت خواهد کرد. مرنگ در این مرحله در کیک فرشته و دستورالعملهای مشابه استفاده میشود.
💡 باید بگوییم بله میشود. بهراحتی میتوان با لمس و اندکی دقت و توجه این دو الیاف مصنوعی را از یکدیگر تشخیص داد. اگر پلاستیک نرمی را در دست گرفتید و مچاله کردید، اگر از خود صدای کمی را تولید کرد میتوان تشخیص داد که این پلاستیک نایلون است درحالیکه هنگام مچاله کردن، نایلکس صدا میدهد یا به اصطلاح دارای صدای خشخش است.
💡 این کار با جایگزین کردن منحنی نصفالنهاری با یک چندضلعی باز که تقریبی از آن باشد انجام میشود. هرچه تعداد رئوس این چندضلعی کمتر باشد، نرمی رویه حاصل کمتر خواهد بود.
💡 در صنعت نساجی و پوشاک، تکمیل بر روی پارچه به منظور افزایش درخشندگی، نرمی، زیبایی، ثبات دائمی، اتوپذیری و نظایر آن صورت میگیرد. همچنین مقاوم کردن پارچه در برابر آتش، آب و حشراتی نظیر بید از دیگر اهداف تکمیل کالای نساجی است.