نا استدن

لغت نامه دهخدا

نااستدن. [ اِ ت َ دَ ] ( مص منفی ) مقابل استاندن. نگرفتن. || ناایستاندن. || ناایستادن. نااستادن. توقف نکردن. برپانماندن. رجوع به ایستادن و استادن و استاندن شود.

فرهنگ فارسی

مقابل استاندن. نگرفتن.

جمله سازی با نا استدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به قاف اندرون چون توانی شدن خزر دشت را کی توانی استدن

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز