میراث ستان

لغت نامه دهخدا

میراث ستان. [ س ِ ] ( نف مرکب ) میراث ستاننده. میراث گیر. میراث بر. ارث بر. وارث. میراث گیرنده:
منصوبه گشای بیم و امید
میراث ستان ماه و خورشید.نظامی.میراث ستان هفت کشور
منصوبه گشای چارگوهر.نظامی.

فرهنگ فارسی

وارث میراث ستاننده میراث گیر میراث بر ارث بر میراث گیرنده

جمله سازی با میراث ستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راتب ستان شش جهت و هفت کوکبم میراث گیرنه پدر و چار مادرم

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز