«منمن کردن» به حالتی از سخن گفتن گفته میشود که فرد نمیتواند واژهها را بهصورت روان، روشن و پیوسته بیان کند و کلمات را با مکثهای پیاپی، تردید و گاه به شکل بریدهبریده بر زبان میآورد. این نوع گفتار معمولاً زمانی رخ میدهد که شخص در بیان منظور خود دچار اضطراب، شرم، ترس، کمبود اطمینان یا ناآمادگی ذهنی باشد و به همین دلیل سخنش با درنگ و ناپیوستگی همراه شود. در زبان روزمره، منمن کردن اغلب نشانهای از دودلی و ناتوانی در تصمیمگیری سریع نیز به شمار میآید، زیرا فرد پیش از گفتن هر جمله در ذهن خود به دنبال واژه مناسب میگردد. از نظر زبانی، این حالت میتواند با جویده ادا شدن کلمات، آهسته صحبت کردن و نامفهوم شدن بخشی از جمله همراه باشد، بهگونهای که شنونده برای درک مقصود گوینده نیاز به دقت بیشتری داشته باشد. در بسیاری از موارد، منمن کردن صرفاً یک واکنش طبیعی به فشار روانی یا موقعیتهای حساس است و لزوماً به معنای ضعف در توانایی سخن گفتن نیست. برای نمونه، زمانی که فرد در برابر جمع، در موقعیت رسمی یا هنگام پاسخ به پرسشی غیرمنتظره قرار میگیرد، ممکن است بهطور ناخودآگاه دچار این حالت شود. همچنین این تعبیر در معنای غیرمستقیم، برای توصیف سخن گفتنی به کار میرود که صراحت و قاطعیت لازم را ندارد و گوینده منظور خود را با ابهام بیان میکند. از دیدگاه علمی و روانشناختی، این پدیده میتواند بازتابی از درگیری ذهنی میان فکر و بیان باشد؛ یعنی ذهن هنوز جمله را کامل نساخته اما زبان شروع به ادا کردن آن کرده است. به همین سبب، گفتار حالت گسسته، مردد و گاه نامفهوم پیدا میکند. در مجموع، منمن کردن به معنای سخن گفتن همراه با مکث، تردید، عدم صراحت و ادای نامنظم واژههاست که بیشتر در شرایط هیجانی یا هنگام نداشتن اطمینان کافی در بیان رخ میدهد.
من من کردن
لغت نامه دهخدا
من من کردن. [ م ِ م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صریح نگفتن. تمجمج. تجمجم. تغمغم. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). منگ منگ کردن. جویده جویده و نوعی تودماغی حرف زدن. کلمات را جویده جویده و به صدای آهسته و به صورتی نامفهوم ادا کردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). بریده و نامفهوم و آمیخته با تردید سخن گفتن به سبب ترس یا شرم یا عدم اطلاع.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) جویده جویده و تو دماغی سخن گفتن با تانی و درنگ بسیار سخن گفتن.