مست اس

لغت نامه دهخدا

( مستآس ) مستآس. [ م ُت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استئاسة. || آنکه از وی عطا خواهند. || آنکه طلب صحبت وی کنند. ( منتهی الارب ). و رجوع به استئاسة شود.

فرهنگ فارسی

( مست آس ) آنکه از وی عطا خواهند

جمله سازی با مست اس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مست در کوی او فتادم کرده ترک خانمان در میان راه خواب سگ ز بی‌کاشانگی است

💡 مارند و مست و عاشق و فارغ ز هست و نیست تنها نه این زمان که هم از روز فطرتیم

💡 آمیخته است مستی و مستوریم به هم افکنده ام به گردن مینا ردای خویش

💡 باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی بوسه خواهم که زنم مست بر آن لب هله هی

💡 هر که از اهل یقین از جام حیدر گشت مست مشرک آب کوثر از دست علی طرفی نبست