مجمع کردن

لغت نامه دهخدا

مجمع کردن.[ م َ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجمع ساختن:
مجمعی کردند مرغان جهان
هر چه بودند آشکارا ونهان.عطار ( منطق الطیر ).و رجوع به مجمع ساختن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تشکیل مجمع دادن انجمن ساختن: و فصیحان عرب همواره به مجمع ساختن و سخنهای عثمان گفتن و فتنه جستن مشغول بودند.

جمله سازی با مجمع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوزه آیالا لاسو پیگیر قطعنامه ۴۸/۱۴۱ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ بود و دو بار رئیس شورای امنیت شد. در ۱۹۹۳ طی برگزاری چهل و هشتمین جلسه شورای امنیت، او ریاست گروه کاری اجرا کردن اعلامیه وین و برنامه عمل آن که در کنفرانس جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۹۳ پذیرفته شده بود بر عهده گرفت. یکی از توصیه‌های کنفرانس وین ایجاد سمت کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد بوده‌است.

💡 بزم ما مجلس عشق است حریفان سرمست نتوان مجمع این قوم پریشان کردن

💡 حزب همرهان خواستار دو هدف اصلی بود: برابری سیاسی با همه ایرانیان و ملی کردن ابزار تولید. در انتخابات ۱۹۴۴ ده کاندیدا مطرح شد که همگی از سوابق حرفه ای بودند. دو عضو حزب رفقا به مجلس ایران انتخاب شدند و در آنجا با مجمع نمایندگان افراد نشستند، گروهی که آنها را به همراه حزب ایران و افراد مختلف مستقل تشکیل دادند، که همه آنها تا حد زیادی از محمد مصدق پیروی می‌کردند.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز