انجمن ساختن
مترادفها
تشکیل انجمن، تأسیس کردن
لغت نامه دهخدا
انجمن ساختن. [ اَ ج ُ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) گرد کردن و ترتیب دادن مجلس و مجمع. فراهم ساختن مجلس مشاوره:
یکی انجمن ساخت با بخردان
هشیوار و کارآزموده ردان.فردوسی.چون تهی شد سر سریر ز شاه
انجمن ساختند شهرو سپاه.نظامی.انجمن ساخت نامداران را
راستگویان و راستگاران را.نظامی.
فرهنگ فارسی
گرد کردن و ترتیب دادن مجلس داشتن ٠ محفل داشتن ٠
جمله سازی با انجمن ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انجمن ملی روابط فرهنگی:انجمن روابط فرهنگی در سال ۱۳۴۵ بنیان شد. هدف این انجمن ایجاد پیوند فرهنگی و هنری در میان ملتها و نیز شناساندن فرهنگ و هنر جهانی است. برنامههای انجمن در گسترش و آشناسازی فرهنگ و هنر ایران در خارج از کشور و فراهم نمودن راههای گوناگون برای آشنا ساختن مردم ایران با فرهنگ و هنر دیگر ملتها میباشد. انجمن روابط فرهنگی با دعوت از هنرمندان و نویسندگان پر آوازه خارجی به ایران و دادن بورسهای مطالعاتی و فرستادن هنرمندان ایرانی برای نمایشگاههای هنری و اجرای برنامه موسیقی سنتی ایران به کشورهای خارجی فعالیت دارد.
💡 این امر دلیل اسکان ارامنه در مناطقی از لبنان نظیر برج حمود و عنجر شد. در آن زمان ارامنه خود را از طریق ساختن کلیساها، مدارس، مراکز اجتماعی، انجمنهای فرهنگی، هنرها، کلوبهای ورزشی و غیره سازماندهی نمودند.