راست ساختن

لغت نامه دهخدا

راست ساختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) مستقیم کردن. استقامت دادن. افراشتن. ازکجی برون کردن. || آماده ساختن. مهیا کردن. تهیه دیدن. زمینه فراهم کردن. ساختن. مقدمات آماده کردن. لوازم و وسایل مهیا کردن: و عمرولیث را خشم آمد و حرب را راست ساخت. ( تاریخ بخارا نرشخی ص 104 ). تهمید؛ راست ساختن کار و بصلاح آوردن آن.

فرهنگ فارسی

مستقیم کردن. استقامت دادن

جمله سازی با راست ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زیر سقف چرخ نفس راست ساختن آسوده زیستن ته دیوار مایل است

💡 کوتاه دیدگی است نفس راست ساختن بر توسنی که موج نفس تازیانه است

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز