انجمن شدن

لغت نامه دهخدا

انجمن شدن. [ اَ ج ُ م َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گردآمدن. دور هم جمع شدن. مجلس ترتیب دادن. انبوه شدن:
پریچهره هر روز صد چنگ زن
بشادی بدرگه شدی انجمن.فردوسی.چو نزدیک کاوس شد پیلتن
همه سرفرازان شدند انجمن.فردوسی.همه نامداران شدند انجمن
چو دستان و چون قارن رزم زن.فردوسی.سپه سر بسر بر در پیلتن
ز کشمیر و کابل شدند انجمن.فردوسی.- انجمن شدن بر کسی یا چیزی؛ بدوراو جمع شدن. در گرد وی فراهم آمدن و بر او جمع شدن:
در کاخ بگشاد فرزند شاه
بر او انجمن شد ز هر سو سپاه.فردوسی.بخاک اندر آمد سر تاجدار
بر او انجمن شد فراوان سوار.فردوسی.چو ضحاک بر تخت شد شهریار
برو سالیان انجمن شد هزار.فردوسی.در جادوییها به افسون ببست
بر او سالیان انجمن شد دو شست.فردوسی.همه خیل کابل شدند انجمن
بر آن کشته پیلان پولادتن.( گرشاسب نامه ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گرد آمدن ( افراد اشیائ زمان و غیره ) انبوه شدن.

جمله سازی با انجمن شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم‌زمان با بازداشت نویسندگان و اوج قتل‌های زنجیره‌ای کوشان این شانس را یافت که به مناسبت پنجاهمین سال اعلامیهٔ حقوق بشر، از طرف خانهٔ آزاد یبان و انجمن قلم نروژ برای سخنرانی به اسلو دعوت شد و در روز ۸ دسامبر، یک روز بعد از گم شدن محمد مختاری ایران را ترک کرد و چون چند روز بعد از کشته شدن مختاری و پوینده، لیست مرگ نویسندگان افشا و منتشر شد و نام او در صدر آن قرار داشت، دیگر به ایران بازنگشت.

💡 یک روز پس از زندانی شدن آبتین و دو نویسنده دیگر، کانون نویسندگان طی بیانیه‌ای خواستار آزادی بی قید و شرط این سه نفر شد. در ۲۱ مهر ۱۳۹۹ انجمن قلم استرالیا با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی بی‌درنگ آبتین و دو نویسنده زندانی دیگر و همچنین اقدام فوری در جهت نگارش نامه‌ای به سفیر ایران در استرالیا شد.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز